ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

121

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

كاتوليكوس مىتواند اين روغن را تهيه و تقديس كند . در آن لحظه‌ى به خصوص كه او با كارد روى اين روغن گرانقدر علامت صليب مىكشد ، ناگهان شعله كوچكى از آن به هوا بلند مىشود كه نشانه‌ى قبول افتادن مراسم تقديس در پيشگاه خداوند است و يا دليل آشنايى كامل كاتوليكوس به رموز علم شيمى ! در آن زمان كه ما از دير اچميادزين بازديد مىكرديم ، متأسفانه كاتوليكوس به علت بيمارى در صومعه‌يى واقع در دامنه‌ى كوه آلاگوز بسترى شده بود . به اين جهت ما نتوانستيم از گنجينه‌ى كليسا كه كليدش فقط پيش او بود بازديد كنيم . اگر حادثه‌ى ناگوار بيمارى براى او پيش نيامده بود ، ما مىتوانستيم لباس‌هاى كشيشى دوره‌هاى پيشين ، كلاه‌هاى رسمى و عصاهاى اسقفى را كه تماما جواهردوزى شده و مرصع بودند ، از نزديك ببينيم . و تكه‌يى از كشتى نوح كه آن را فرشته‌يى به گرگوريوس مقدس داده بود ، آهن نيزه‌ى مسيح و بازوى گرگوريوس مقدس را كه در صندوق متبرك بسيار پرقيمتى گذاشته بودند ، جمجمه‌ى سنت ريپسيم و چند اثر متبرك اصيل ولى كم‌اهميت‌تر ديگر را زيارت مىكرديم . بازديد از كتابخانه‌ى معتبر كليسا نيز براى ما ميسر نشد . اين كتابخانه‌ى باارزش تعداد ششصد و سى و پنج جلد نسخه خطى قديمى دارد كه بسيارى از آنها مزين به تصويرهاى زيباى رنگى است . ساختمان‌هايى كه در آنها كشيشان سكونت داشتند ، از لحاظ معمارى چندان زيبايى و تعريفى نداشت . از اين‌رو خيلى سرسرى از آنها ديدن كرديم و آنگاه به همراه راهنماى دوست داشتنىمان در ميان باغ‌هاى بزرگ به گردش پرداختيم . راهنماى ما در ميان بسيارى از جاهاى ديدنى ، طويله‌ها و اصطبل‌ها و يك كاروانسرا و يك آب انبار سنگى بزرگ را كه منبع آبيارى مزرعه‌ها و باغچه‌هاى دير بود ، به ما نشان داد . بعد از پايان گردشمان از مدرسه‌ى عالى علوم دينى بازديد كرديم كه در واقع دانشگاه بود و تمامى جوانان ارمنى از چهار گوشه‌ى آسيا ، حتى از هند ، براى ادامه تحصيل به اين مدرسه مىآمدند . بنا به روايت كشيش كه به نظرم كمى مبالغه‌آميز آمد ، گذراندن دوره‌ى كامل اين مدرسه كم‌تر از نه سال طول نمىكشيد . در اين مؤسسه زبان‌هاى يونانى ، لاتين ، ارمنى ، روسى ، آلمانى ، انگليسى ، فرانسه ، تركى ، ايتاليايى ، عربى ، فارسى ، حكمت الهى ، تاريخ ، فيزيك ، شيمى ، رياضى ، حقوق ، سرتان را به درد نياورم ، تمامى علوم الهى